سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

91

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

يك قطعه نشان و دو دست خلعت و مخارج ارسال داشت . در آن روز خان خانان در همانجا ضيافتى عالى ترتيب داد . در ديار هند رسم بر آنست كه اغلب شب‌ها « ديوان » تشكيل مىشود . به همين قرار ما هم پس از صرف شام با تعظيم و تكريم به ديوان همايون ، همايون پادشاه شرفياب شديم . بموجب گفته « الهدايا قدر من يهدى » چيزهائى بعنوان تحفهء درويشانه تقديم داشتيم . موقعى كه به خدمت پادشاه رسيديم قطعه شعر ماده تاريخى كه به مناسبت فتح هندوستان بدست او سروده بودم به پيشگاهش عرضه داشتم : لمؤلفه شاه جم رتبت همايون بخت * يتّى اقليم هند كه چون آتش قيردى افغان نى دهلى نى آلدى * بولدى فرمانبرى بارى سركش اول فتحغه ايتد يلر تاريخ * « طالع دولت همايونش » « 1 » دو غزل ديگر عرض كرده كه اولى اين بود : لمؤلفه اگر كه حاليمه رحم ايتمكاى حبيب مينينك * علاجى قايدا تاپار درديمه طبيب مينينك

--> ( 1 ) - ترجمه اشعار كه به زبان تركى جغتائى و ملمع با فارسى است چنين است : شاه جم رتبت همايون بخت * رفت به اقليم هند چون آتش بشكست افغان را و دهلى را گرفت * هر سركش بزرگ كه بود فرمانبر او شد براى آن فتح تاريخى گفتند * « طالع دولت همايونش »